سامانه خشکسالي هواشناسي ايران
 

اين سامانه با هدف ارائه آنلاين اطلاعات خشکسالي در قالب يک طرح پژوهشي  طراحي شده است
 

  تعاريف خشکسالي  
       
 

 
     بارون(
Baren ، 1985) نقل مي كند بيش از۱۵۰ تعريف از خشكسالي ارائه شده است. بطور كلي خشكسالي شامل يك دورة پيوسته و پايدار (از چند ماه تا چندين سال) است كه در اين دوره مقدار آب موجود در منابع آبي منطقه به حد قابل توجهي كاهش مي يابد و دچار كمبود مي شود. خشكسالي حالتي نرمال و مستمر از اقليم است. گرچه بسياري به اشتباه آن را واقعه اي تصادفي و نادر مي پندارند. اين پديده تقريباً در تمامي مناطق اقليمي رخ مي دهد، گرچه مشخصات آن ازيك منطقه به منطقه ديگر كاملاً تفاوت مي كند. خشكسالي يك اختلال موقتي است و با خشكي تفاوت دارد چرا كه خشكي صرفاً محدود به مناطقي با بارندگي اندك است و حالتي دائمي از اقليم مي باشد خشكسالي يك پديده گذرا و موقت است. خشكسالي يك بلاي طبيعي خزنده است كه تا مراحل نهايي خطرات آن آشكار نمي باشد. اين پديده موجب كمبود آب براي برخي فعاليت ها، گروه ها و محيط زيست مي شود. خشكسالي بايستي در مقايسه با شرايط اقليمي و هيدرولوژيكي متوسط در دراز مدت مورد ارزيابي قرار گيرد. بعلاوه زمان و تاثير بارش نيز مهم مي باشد. ديگر پديده هاي اقليمي مانند درجه حرارت زياد, رطوبت نسبي كم نيز در اغلب موارد با خشكسالي در بسياري از مناطق جهان توام مي باشد و مي توانند بنحو قابل ملاحظه اي شدت آن را افزايش دهند. خشكسالي را نبايستي تنها بعنوانيك پديده فيزيكي يا طبيعي در نظر گرفت. اثر آن بر روي اجتماع حاصل اندر كنش ميان يك پديده طبيعي (بارش كمتر ناشي از تغييرات طبيعي اقليم) و نياز آبي مردم مي باشد. انسان ها موجب تشديد اثرات خشكسالي مي شوند. خشكسالي هاي اخير در كشور توسعه يافته و در حال توسعه بوده است و عواقب اقتصادي و زيست محيطي آن ها بوضوع آسيب پذيري تمامي جوامع را به يك خطر طبيعي نشان مي دهد(تقوائي ابريشمي، 1387 ).

خشكسالي ترجمه واژه Drought بوده و عبارتست از رخداد شرايطي كه درآن بارندگي و آب باران قابل دسترس پائين تر از حد نرمال باشد، اين پديده بر اثر نوسانات اقليمي پديد مي آيد(حقوقي، 1384).

لشتي (1387) خشكسالي را دوره هايي با بارش پايين تر از معدل مي داند كه ميزان كمبود بارش، نسبت به شرايط ميانگين دراز مدت آن، تعيين كننده وضعيت خشكسالي در منطقه است و مي تواند خشكسالي هاي هيدرولوژيك وكشاورزي را نيز بدنبال داشته باشد.

از نظر ونلنن و تالكسن(Tallaksen & Vanlanen ،2004) خشكسالي عبارت است ازيك رويداد شديد منطقه اي و پايدار ، كه طي آن دسترسي به منابع آب  زير شرايط متوسط قرار دارد. خشکسالي را مي توان عبارت از کمبود مستمر و غيرطبيعي رطوبت دريک دوره زماني خاص(معمولاًيک سال) دانست. در تعريف مذکور واژه مستمر به تداوم حالت کمبود و واژه غير طبيعي به انحراف شاخص از شرايط طبيعي يا ميانگين اطلاق مي شود. پالمر چهار ويژگي فضايي ، زماني اصلي خشکساليها را فراواني، شدت، وسعت (فراگيري ) و تداوم زماني بر مي شمارد (پالمر، 1998) از نظر وي، واژه مستمر، بيانگر زمان آغاز تا پايان خشکسالي يا زمان تداوم، و واژه غيرطبيعي به انحراف يا نوسان منفي نسبت به شرايط ميانگين طبيعي دلالت دارد.

باري و چورلي(Barry و charley،1992 ) عقيده دارند خشكسالي عبارتست از كمبود بارش دردوره اي بلند مدت به نحوي كه باعث كمبود رطوبت درخاك وسبب كاهش آبهاي جاري شود وبدين طريق فعاليتهاي انساني وحيات طبيعي گياهي وجانوري را بر هم زند.

لشتي (1387) به نقل از روچ(Roche) مي نويسد " خشكسالي پديده  زماني خشك(dry period) و خشكي محيطي در فضا ومكان(Arid  region) است. كلمه خشكسالي دو مفهوم را بيان مي كند : خشكسالي اقليمي سال يا دوره اي كه مقدار بارندگي آن كمتر از مقدار نرمال است .خشكسال هيدرولوژيكي : سال يا دوره اي كه طي آن رواناب بطور قابل ملاحظه اي پايين تر از مقدار متوسط است. "

ميلر(1991، Miler) معتقد است كه كاهش مقدار بارندگي و افزايش دما ، هريك به تنهايي ويا به كمك هم مي توانند منجر به خشكسالي شوند.

به نظر  آرمز(Arms،1990 ) "خشكسالي پديده اي است كه هر چند سال يكبار در نتيجه كاهش ميزان بارندگي در نقاط مختلف جهان به وقوع مي پيوندد . چنانچه كشاورزي پايدار نتواند در برابر اين پديده مقاومت كند قحطي به وجود خواهد  آمد."

اداره هواشناسي هندوستان، سالي را خشك دانسته كه مقدار بارش نازل شده به كمتر از20 در صد معدل برسد{فرج زاده(1374) هم در ايران تقريباً چنين معياري را شاخص قابل قبولي مي داند}. علاوه بر آن  اگر كاهش بارش بين 20تا59 درصد معدل باشد ، بعنوان كمبوديا نا كار آمد بودن بارندگي و  هنگامي ميزان كاهش  بيش از 60 درصد ميانگين باشد حكايت از ناكافي بودن آن دارد(Mcmahon و  Srikanthan ، 1985).

سعيدي و همكاران (1387) به نقل از مركز كاهش اثرات خشكسالي آمريكا (National Drought Mitigation Center، 1995) مي نويسد: " در گزارشي که گروه مهندسي ارتش آمريکا (1995) براي کنگره آمريکا تهيه نموده، خشکسالي را دوره هايي از زمان تعريف مي کند که منابع مختلف آب به دليل کاهش طبيعي بارندگي يا جريان رودخانه نمي تواند آب کافي مصارف انساني و زيست محيطي را تأمين نمايد."

يكي از تعاريف خشكسالي اين است «خشکسالي عبارت ازيک دوره طولاني کمبود بارندگي است که خسارات شديدي به محصولات کشاورزي وارد آورده و در نتيجه، سبب کاهش کيفيت و کميت محصولات مي گردد». اين گونه تعاريف براي پيشبرد توصيف ما از اين پديده مفيد هستند، اما صراحت کافي براي تعيين زمان شروع خشکسالي ندارند. تعاريف کاربردي، خصوصيات و آستانه هاي شروع، ادامه و خاتمه خشکسالي را بيان مي کنند و اساس يک سيستم هشداردهنده سريع و مؤثر هستند. همچنين، اين تعاريف مي توانند براي تحليل فراواني خشکسالي، شدت و مدت کمبود آب دريک دوره زماني معين بکار روند.يکي از تعاريف کاربردي از نقطه نظر کشاورزي، مقايسه مقادير بارندگي و تبخير ـ تعرق روزانه براي تعيين ميزان افت رطوبت خاک و سپس بيان اين روابط برحسب اثرات خشکسالي روي رفتار گياه (يعني رشد و عملکرد گياه) مي باشد. تعاريفي از اين قبيل را مي توان براي ارزيابي عملي شدت و اثرات خشکسالي با استفاده از متغيرهاي هواشناسي، رطوبت خاک و شرايط محصول طي فصل رشد بکار برد و نهايتاً بطور مداوم اثرات بالقوه اين شرايط را روي عملکرد نهايي محصول ارزيابي نمود.

سازمان هواشناسي جهاني (WMO) متغيرهاي  را که با آنها مي توان خشکسالي را تعيين و تعريف نمود بر حسب اولويت، بصورت زير بيان داشته است: 

الف ـ بارندگي

ب ـ بارندگي و ميانگين درجه حرارت

ج ـ رطوبت خاک و متغيرهاي ميزان محصول

د ـ شاخص هاي آب و هوايي و برآوردهاي تبخير و تعرق

از بين متغيرهاي فوق، بارندگي يکي از مهمترين و عمده ترين متغيرهايي است که از آن در تعريف خشکسالي استفاده مي شود(Hounam و همکاران، 1975).

از نظر .Richard, و (2002) Heim خشکسالي پديده اي موضعي از جمله پديده هاي آب و هواشناسي است که هر چند سالي خسارت هاي زيادي را منجر مي شود.  علاوه بر موضعي بودن از ويژگي هاي اصلي اين پديده تکرار شونده بودن آن نسبت به پديده هاي اقليمي ديگر مي باشد.  گستره اثرات آن صرفاً به نواحي خشک و نيمه خشک محدود نمي شود، بلکه خشکسالي هم در نواحي خشک و هم در نواحي مرطوب به وقوع مي پيوندد و باعث کمبود منابع آب مي گردد. اما ويژگي هاي خشکسالي از قبيل فراواني، شدت و تداوم خشکسالي از مکاني به مکان ديگر متفاوت است. خشکسالي پديده اي خزنده است و گرچه زيان هاي اقتصادي، خسارات محيطي و اجتماعي زيادي را باعث مي شوند؛ ولي نسبت به ساير پديده هاي هواشناسي کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، زيرا تعريف، تعيين و پايش آنها مشکل است. دانشمندان علم آب و هواشناسي به منظور ارزيابي و پايش خشکسالي؛ شاخص هاي متعددي را ارائه داده اند، که هريک از اين شاخص ها براساس بکارگيري متغيرهاي هواشناسي و روش هاي محاسباتي متفاوتي طراحي شده اند (ريچارد و هيم، ۲۰۰۲).

خشكسالي دراثر كمبود طبيعي رژيم بارشي در منطقه تحت تاثير ايجاد مي گردد كه معمولاً يك فصل يا بيشتر تداوم پيدا مي كند. خشكسالي برخلاف ديگر بلاياي طبيعي مانند طوفان، سيل، زمين لرزه، آتشفشان، تسونامي و غيره به طورخزنده اي گسترش مي يابد و تقريبا در همه رژيم هاي اقليمي ديده مي شود. كاهش بارندگي تاثيرات متفاوتي بر روي اجزاء مختلف چرخه هيدرولوژيكي مانند جريان رودخانه، آب زير زميني و تركيب هاي بيوسفر مانند اكوسيستم هاي طبيعي و انسان دارد (مرادي و همكاران، 1386).

دررابطه با تقسيم بندي وسعت خشكسالي يوجيچ (Yevjevich، 1975 ) براساس تحقيقات خود خواص منطقه اي خشكسالي را بشرح ذيل فهرست نموده است :

الف ) پوشش منطقه اي با شرايط متوسط قاره اي كه از 5 تا 15 ميليون كيلومتر  مربع را فرا مي گيرد.

 ب) درنتيجه شدت خشكساليهاي بزرگ ، وسعت آن فراتر از پوشش منطقه اي مي گردد.

ج ) انتظارمي رود شكل منطقه تحت تاثير به وسيله يك خشكسالي ، بيشتر به يك لوزي شبيه   باشد .

 يوزويچ (Yevzevich، 1975) اصطلاحات مرتبط با خشكسالي را اينگونه طبقه بندي مي كند:

- خشكي  (Aridity): شرايط دائمي و تركيب اقليمي پايدار منطقه موردنظر است.

- خشكسالي  (Drought): به شرايط موقتييك اقليميا به نظم درآوردن تغييرات اقليمي غيرقابل پيش‌بيني برمي‌گردد .

-كمبودآب  (Water shortage): اين پديده بدست انسان ايجاد شده و كمبود آب كوتاه و موقتي است .

- بيابان زدائي (Desertification) : قسمتي از فرآيند تغيير اكولوژيك است و اغلب مربوط به خشكي يا خشكسالي است ولي اصولاَ توسط فعاليت هاي انساني ايجاد مي‌شود كه سبب تغييرات شديدي در محيط مي‌شود .

خشکسالي ها گرچه زيان هاي اقتصادي، خسارات محيطي و اجتماعي زيادي را باعث مي شوند؛ ولي نسبت به ساير پديده هاي هواشناسي کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، زيرا تعريف، تعيين و پايش آنها مشکل است(پارسا و همكاران1387).در اين ميان پايش و پيش بيني خشكسالي از علايق پژوهشي در ايران و جهان بوده است. امامي (1387) در مورد پيش بيني خشكسالي مي نويسد: محور اصلي پيشبينيهاي اقليمي، دماي سطح اقيانوس آرام يا SST ميباشد. اقليم فصل بعد وابسته به عوامل متعددي است كه مهمترين آنها SST است كه بر اين اساس پديدههاي النينو و لانينا تعريف ميشوند. اكنون بهوسيله  مدلهاي ديناميكي و آماري  پيشبينيSST  از سه ماه قبل امكانپذير ميباشد. علاوه بر دماي سطح اقيانوس آرام، 40 پارامتر ديگر مانند SOI و  MEIكه در برگيرنده عوامل ديگر مانند فشار هوا و مؤلفه هاي باد هستند نيز مورد استفاده قرار ميگيرند. با استفاده از آمار موجود، اين پارامترها از سال 1850 ميلادي به بعد محاسبه گرديدهاند. بنابراين ميتوان وضعيت كلي اقليم در كشورهاي مختلف را از چند ماه قبل پيش بيني نمود. استفاده از اين پيش بيني ها در مناطق مختلف جهان با موفقيت نسبي همراه بوده است. در كشورهايي كه تحقيقات گستردهاي در اين زمينه انجام شده است، دقت اين مدلها بسيار بيشتر ميباشد. تلفيق مدلهاي اقليمي با مدلهاي هيدرولوژيكي ميتواند ابزاري بسيار كارآمد در مديريت منابع  آب  محسوب شود.  در ايران  براي  اولين بار پيشبينيهاي  اقليمي در اولين آبگيري سد عظيم كرخه در خشكسالي  1379- 1378 با موفقيت بكار گرفته شده است. در آبان 1386 نيز با استفاده از پيشبينيهاي اقليمي، به سازمانهاي مسئول در مورد افق کم آبي در ماههاي بعد هشدار داده شد.
 

 
 

کليه حقوق محفوظ است
Copyright ©  Iran Hydrology