![]() |
سامانه
خشکسالي هواشناسي ايران
اين
سامانه با هدف ارائه آنلاين اطلاعات خشکسالي در
قالب يک طرح پژوهشي
طراحي شده است |
![]() |
| انواع خشکسالي | ||||
|
از نظر برخي محققان خشكسالي به خشكسالي بنا
به ماهيت اثر مختلفي كه بر منابع و بخشهاي مختلف از جمله بر كشاورزي و منابع
طبيعي خصوصاً منابع آب مي گذارد، توسط متخصصين به انواع خشكسالي هواشناسي،
خشكسالي هيدرولوژي، خشكسالي كشاورزي و خشكسالي اقتصادي-اجتماعي طبقه بندي شده
است (بري ابرقويي و همكاران، ويلهايت و
گلانتز(Wilhite &
Glantz
، خشکسالي
هواشناسي كه موضوع اصلي اين پروژه مي باشد، کمبود مقدار بارندگي را نسبت به
شرايط ميانگين درازمدت آن بررسي مي نمايد. امروزه براي تعاريف خشکسالي از
ديدگاه هواشناسي از سه مفهوم کلي زير استفاده مي شود (يحيي آبادي، الف ـ روزهاي متوالي بدون بارندگي باتيک ـ روزهاي متوالي با بارندگي ناچيز ج ـ بارندگي ناچيز طييک دوره زماني معين. بعضي از
اقليم شناسان و هواشناسان «بارندگي ناچيز» را بارندگي روزانه کمتر از خشكسالي هواشناسي كه در بسياري از منابع با عنوان خشكسالي اقليم شناسي از آن نام برده شده است به دليل كمبود ويا كاهش مقدار بارندگي در طي دوره اي از زمان بوجود مي آيد. به عبارتي خشكسالي هواشناسي زماني حادث مي شود كه ميزان بارندگي سالانه كمتر از ميانگين درازمدت آن باشد. اين كمبود بارندگي ممكن است نسبت به ميانگين نرماليك منطقه اقليمي ويا طول دوره خشك ارزيابي گردد. تعاريف
خشكسالي هواشناسي بايستي به صورت موردي براي هر منطقه خاص درنظر گرفته شود چرا
كه شرايط اتمسفريكي موجب كمبود بارش مي شود، از منطقه اي به منطقه ديگر شديداً
تغيير مي كند(عبداللهي و همكاران كشاورزي
بزرگترين عامل مصرف كننده آب شيرين است، در حال حاضر حدود خشكسالي
اقتصادي اجتماعي هنگامي رخ مي دهد كه عرضه كالاهاي مورد نياز اجتماع تحت تاثير
عدم وجود آب كافي دچار اختلال شود. نمونه آن را مي توان در سال جاري كمبود آب
براي توليد برق نيروگاههاي برقابي كه تضمين كننده تداوم ارائه برق هستند نام
برد. در كشور اروگوئه سال از نظر وايت
(Wilhite
،
به نظر
رضيئي و همكاران( در سال هاي
اخير خشكسالي در كشور ما نيز خسارات زيادي ببار آورده است. طبق شواهد موجود به
علت پديده خشكسالي در مشخصه ي
برجسته ديگري كه باعث تفاوت پديده خشكسالي اقتصادي اجتماعي در مناطق مختلف شده
است، عامل تداوم مي باشد. به طور مثال خشكسالي مي تواند ازيك فصل به فصل ديگر و
ازيكسال به سال ديگرادامه پيداكند در اين صورت هرچه مدت پايداري خشكسالي بيشتر
باشد تاثير بالقوه آن نيز بزرگتر خواهد شد و موجب مي شودكه مصرف كنندگان ازآب
هاي سطحي و زيرزميني بيشتراستفاده نمايند و باعث خالي شدن اين منابع شوند.
آخرين خصيصه مربوط به فضاي متاثر از خشكسالي مي باشد كه اين فضا مي تواند ازيك
منطقه تايك كشور ويا حتي گستره ي وسيع تري راشامل شود(ا. ويل هيت، پژوهشکده حفاظت خاک و آبخيزداری کشور انواع خشکسالي را به شرح ذيل مرور مي کند. 1-خشكسالي هواشناسي خشكسالي هواشناسي كه در بسياري از منابع با عنوان خشكسالي اقليم شناسي از آن نام برده شده است به دليل كمبود و يا كاهش مقدار بارندگي در طي دوره اي از زمان بوجود مي آيد. به عبارتي خشكسالي هواشناسي زماني حادث مي شود كه ميزان بارندگي سالانه كمتر از ميانگين درازمدت آن باشد. اين كمبود بارندگي ممكن است نسبت به ميانگين نرمال يك منطقه اقليمي و يا طول دوره خشك ارزيابي گردد. تعاريف خشكسالی هواشناسی بايستی به صورت موردی برای هر منطقه خاص درنظر گرفته شود چرا كه شرايط جوی كه موجب كمبود بارش می شود، از منطقه ای به منطقه ديگر شديداً تغيير می كند. بعنوان مثال برخی تعاريف خشكسالی هواشناسی معرف دوره هايی از خشكسالی براساس تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص می باشد. اين شاخص صرفاً برای مناطقی كه مشخصاً دارای رژيم های بارندگی ادواری هستند مانند جنگل های استوايی ، اقليم معتدل نيمه حاره يا اقليم مرطوب عرضهای ميانی مناسب است . مناطقی نظير مانائوس ( برزيل ) نيواورلئان لوئيزيانا ( آمريكا ) و لندن ( انگليس ) مثالهايی از اين مناطق می باشند. اما در ديگر مناطق اقليمی جهان مانند مناطق مركزی آمريكا، شمال شرق برزيل، غرب آفريقا و شمال استراليا الگوی بارش فصلی می باشد. وجود دوره هايی طولانی بدون بارندگی در مناطقی نظير اوباها، نبراسكا ( آمريكا ) ، فورتالزا ، سئار (برزيل) و داروين (استراليا) امری عادی است. در اين موارد، تعريف مبتنی بر تعداد روزهايی با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غير واقعی و ناكارآمد است. براي اين مناطق تعريف خشكسالي بر مبناي رابطه ای بين ميزان انحراف واقعی بارش به مقادير متوسط ماهانه، فصلی يا سالانه مناسبتر و كاربردي تر مي باشد. خشكسالي معمولاً در قالب تعداد روزها و يا ماههاي خشك پياپي تعريف مي شود. بسياري از تعاريف خشكسالي هواشناسي بر مبناي مفهوم مجموع كمبود بارندگي نسبت به ميانگين و در ارتباط با يك آستانه معين كه زمان پايان خشكسالي را تعيين مي نمايد استوار مي باشند (ليولد هيوز، 2000). اينگونه تعاريف داراي دو نقص است: 1) معمولاً ميانگين بارندگي عدد ثابتي نيست و در معرض تغييرات تصادفي و سيستماتيك قرار دارد. 2) از آنجائيكه معيار مورد استفاده براي تعيين زمان آغاز و پايان خشكسالي اختياري مي باشد، تعيين تداوم واقعي يك دوره خشكسالي مشكل بوده و دقت لازم را ندارد. استفاده از مفهوم بارش موثر که وضعيت رطوبتي زمين در هنگام مطالعه و تغييرات فصلي تبخير را در نظر مي گيرد، مي تواند موجب توليد شاخص هاي مفيدتربراي مطالعه خشكسالي شود. اما اين روش به علت نياز به داده هاي مربوط به پارامترهاي اقليمي مختلف، جهت برآورد ميزان تبخير وتعرق كاربرد گسترده اي در سطح جهان پيدا نكرده است. از اين رو به ناگزير شاخص هائي مورد استفاده عمومي قرار گرفته اند كه از متغير هاي كمتر و با داده هاي آن استفاده می کنند، هر چند كه از دقت نتايج اين دسته از شاخص ها كاسته مي شود. 2- خشكسالي كشاورزي خشكساليهاي كشاورزي نتيجه كمبود رطوبت خاك می باشد كه بر اثر بهم خوردن تعادل ميان تامين آب و هدر رفت آن از طريق تبخير و تعرق بوجود مي آيد. يك خشكسالي كشاورزي زماني بوجود مي آيد كه در فاصله بين دو بارندگي ذخيره رطوبتي منطقه ريشه در خاك براي زنده ماندن محصولات كشاورزي و گياهان طبيعي و مراتع كفايت نكند (تيت و گستارد، 2000). اين وضعيت معمولاً در اثر نبود و يا كمبود جريان رطوبت براي تغذيه منطقه ريشه (خشكسالي خاك) و يا زماني كه رطوبت نسبي هوا به اندازه اي كم است كه رطوبت موجود خاك قادر به جبران ميزان هدر رفت رطوبت بر اثر تبخير و تعرق نبوده (خشكسالي جوي) رخ مي دهد. به عبارت ديگر اين نوع از خشكسالي زماني روي مي دهد كه رطوبت قابل دسترس خاك براي محصولات كشاورزي به سطحي برسد كه باعث پژمردگي گياه و اثرات زيانبار بر روي ميزان توليد محصول گردد. در برخي از منابع از اين نوع از خشكسالي تحت عنوان نياز رطوبتي خاك براي محصولي معين و در دوره اي مشخص از زمان نام برده شده است. در خشكساليهاي كشاورزي، وقوع خشكسالي خاك بسيار معمولتر است. اين نوع از خشكسالي ممكن است در قالب محتواي آب موجود در واحد عمق خاك بيان گردد. در مورد خشكسالي جوي بايد گفت كه رطوبت جو يك عامل بازدارنده و محدود كننده مي باشد. گياهان حتي ممكن است زماني در معرض خشكسالي قرار گيرند كه هم خاك و هم هواي مزرعه از نظر رطوبتي تامين باشند. اين وضعيت را خشكسالي فيزيولوژيكي مي نامند كه عمدتاً بر اثر افزايش شديد و ناگهاني درجه حرارت هوا بوجود مي آيد (ليولد هيوز، 2002). 3 - خشكسالي هيدرولوژيكي در صورتيكه خشكسالي هواشناسي مدت زيادي ادامه پيدا كند و حجم جريان رودخانه ها يا سطح آبهاي زيرزميني كاهش يابد، به وقوع خشكسالي هيدرو لوژيكي منجر مي شود. اين پديده غالباً بر اثر كمبود و يا فقدان بارش زمستاني در عرض هاي مياني به وجود می آيد. بر اساس ميزان شدت خشكسالي هاي هواشناسي كه منجر به خشكسالي هيدرولوژيكي مي شوند ميتوان اين نوع از خشكسالي را به دو دسته خشكسالي آبهاي سطحي و خشكسالي آبهاي زير زميني تقسيم بندي نمود. خشكسالي هاي مربوط به آبهاي سطحي به كاهش ميزان بارندگي كه به طور مستقيم موجب كاهش رواناب و به صورت غير مستقيم موجب كاهش تغذيه آبهاي سطحي به وسيله آبهاي زيرزميني مي شوند وابسته مي باشند (كاهش جريانهاي بهاري). از مشخصه هاي اينگونه خشكسالي ها كاهش جريان هاي رودخانه اي، و كاهش سطح آب در درياچه ها و مخازن پشت سدها مي باشد. در نتيجه، خشكسالي هاي آبهاي سطحي از نظر درك براي انسان بسيار ملموس تر و مهم تر و قابل لمس تر مي باشند. با اين حال، اين نوع خشكسالي ضرورتاً يك رويداد طبيعي نمي باشد، زيرا اغلب بر اثر تركيبي پيچيده از خشكساليهاي هواشناسي و زير ساختهاي منابع آب و تصميم گيريهاي مديريتي و اجرائي در اين زمينه رخ مي دهند (ليولد هيوز، 2002). · خشكسالي آبهاي زير زميني
خشكسالي آبهاي زير زميني در اثر تغذيه
ناكافي مخازن سفره هاي زيرزميني بوجود 4 - خشكسالي اجتماعي- اقتصادي خشكسالي اجتماعي- اقتصادي معمولاً پس از يك دوره بسيار طولاني مدت خشكسالي هواشناسي و هيدرولوژيكي حادث مي گردد و موجب قحطي، مرگ و مير و مهاجرت هاي دسته جمعي و گسترده ميشود. اين نوع خشكسالي تاثيرات زيادی بر روي ابعاد مختلف اقتصادي و بويژه انواع خاصي از محصولات و كالاهاي اقتصادي مي گذارد (ويلهايت، 1997). تعريف خشكسالي اقتصادی - اجتماعی تلفيقی از عرضه و تقاضای برخي كالاهای اقتصادی با اجزاء خشكسالی هواشناسی ، هيدرولوژيكی و كشاورزي است . وقوع اين نوع خشكسالي به فرايندهای زمانی و مكانی عرضه و تقاضا برای تعريف خشكسالي بستگی دارد. عرضه بسياری از كالاهای اقتصادی مانند آب، علوفه، غلات، ماهی و نيروی برق آبی بستگی به وضعيت جو دارد. بدليل تغييرپذيری طبيعی اقليم, عرضه آب در برخی سالها كافی است ولی در سالهای ديگر در حد تأمين نيازهای انسان و محيط زيست نيست. خشكسالی اقتصادی - اجتماعی زمانی رخ می دهد كه تقاضا برای يك كالای اقتصادی خاص بدليل كاهش عرضة آب نسبت به شرايط معمول افزايش مي يابد. به عنوان مثال در اروگوئه در سال 89-1988 خشكسالی موجب كاهش قابل ملاحظه ای در توليد برق آبی شد. كاهش توليد برق آبی دولت را به ورود سوخت گرانتر نفت و استفاده از ابزارهای تبديلی انرژی براي رفع نيازهای مردم واداشت. در اكثر موارد، تقاضا برای كالاهای اقتصادی در نتيجه افزايش جمعيت و مصرف سرانه رو به افرايش می باشد. عرضه محصولات نيز ممكن است بدليل بهبود راندمان توليد و فنآوری يا ساخت مخازنی كه ظرفيت ذخيره آب را افزايش می دهد، بيشتر شود. با توجه به نياز بشر به آب بيشتر براي تامين مصارف شهري، كشاورزي، صنعتي و غيره، امروزه در جوامع مختلف و بويژه كشورهاي پيشرفته اقدام به ساخت سدهاي بزرگ و مخازن آب شده است تا تامين اين قبيل نياز ها را تضمين نمايد. با ذخيره آب در اين مخازن در دوره هاي ترسالي امكان تامين آب براي دوره هاي خشكسالي نيز فراهم و تضمين مي گردد. اما در هنگام برخی خشكسالي هاي وسيع و طولاني مدت شرايط به نحوي به وخامت مي گرايد كه اين قبيل سازه ها نيز نمي توانند نياز آب را تامين نمايند و به اصطلاح نياز به آب در اين دوره ها به مراتب افزونتر از تامين آب به وسيله اين سازه ها مي گردد. برنامه ريزي و مديريت منابع آب بر مبناي سيستم هاي هيدروليكي و برآورد از منابع تامين آب و ميزان نياز به آب از اين منابع, به منظور تامين آب در دوره هاي كم آبي استوار می باشد. از اين رو شكست و ناكارآمدي اين سيستم ها در تامين آب براي دوره هاي كم آبي و خشكسالي ها, به مديريت و برنامه ريزي نامناسب آب و دلايل هيدرولوژيكي بر مي گردد (هيسدال و همکاران، 2001). نياز به آب مهمترين عامل محدود كننده موجودي آب مي باشد. اغلب اوقات نياز بيشتر با موجودی كمتر و محدودتر آب توام مي گردد. در خشكساليهاي اقتصادي – اجتماعي معمولاً دماي هوا به حد بحراني افزايش مي يابد و تبخير وتعرق نيز به دنبال آن شدت پيدا مي نمايد. در اين دوره ها, نياز به آب نيز بسيار بيشتر از نرمال مي شود. از اين رو اين قبيل رويدادها موجب قحطي هاي بزرگ و گسترده مي شود و عامل كوچ هاي دسته جمعي از نواحي آسيب ديده مي گردد. از سوي ديگر برآورد دقيقي از ميزان نياز به آب براي مصارف مختلف نيز مشكل می باشد. نياز به آب براي مصارف خانگي، دامداري، آبياري و كشاورزي، صنعتي، توليد انرژي، مصارف تفريحي، و مقاصد زيست محيطي با عدم قطعيت زيادي در ارتباط با تخصيص، كيفيت، كميت و تغييرات زماني، مصرف و نرخ رشد آنها همراه می باشد. هدف اصلي مديريت و برنامه ريزي منابع آب عبارت است از كاهش مقادير قابل انتظار شكست سيستم هاي تامين آب و يا خشكسالي هاي اقتصادي –اجتماعي است.
|
||||
کليه حقوق محفوظ است
Copyright ©
Iran
Hydrology