-
خشکسالی؛ واقعیت سرزمینهای خشک است نه بلای آن.
-
آنچه
که خشکسالی را به مصیبت بدل میسازد، نبود باران
نیست؛ نادانی است.
-
فقر مدیریتی بیشتر از فقر اقلیمی میتواند وخامت
خشکسالی را افزایش دهد.
-
. برتری
دادن به مدیریت ریسک نسبت به مدیریت بحران؛
مهمترین عامل مهارکنندهی
خشکسالی است.
-
آ
نچه که از خطر خشکسالی میکاهد، چیدمان توسعه
بر اساس
خواهشهای بومشناختی سرزمین است.
-
خشکسالی تهدیدی است که میتواند به فرصت
بدل شود، اگر یادمان باشد که ما در سرزمینی خشک
زندگی میکنیم.
-
در جهان
امروز وجود یا عدم وجود خشکسالی، دلیلی بر ثروتمند
بودن یا فقر کشورهای متأثر از آن
به شمار نمیرود.
-
برای غلبه بر خشکسالی باید به پیشگیری بها داد نه
به
درمان؛ باید مدیریت غیرسازهای را اولویت داد نه
مدیریت سازهای را.
-
هر
چقدر میزان وابستگی معیشتی به سرزمین کاهش یابد،
آسیبپذیری آن نسبت به رخداد
خشکسالی نیز کمتر خواهد شد.
-
سرزمینی
که در آن خشکسالی موروثی است، باید
برای مدیریت هر قطره آب خود برنامه داشته باشد.
-
حرکت
در مسیر استحصال انرژیهای نو، نشانهی تبدیل
«تهدید» خشکسالی به «فرصت»
است.
-
آنچه
که تمدنها را در طول تاریخ به زوال کشانده است،
خشکسالی نیست؛
بلکه آزمندی و نادانی مردمانی است که بر آن
تمدنها حکومت می کردند.
-
برای
حکومت بر طبیعت، باید از قوانین آن پیروی کرد
-
.
هر چه خسارت خشکسالی در
کشوری بیشتر باشد، نشاندهندهی کمرنگبودن
آموزههای آمایش سرزمین است.
-
مملکتی
که کاربریهایش بر بنیاد آمایش سرزمین سامان
نیافته باشد، خشکسالی برایش
کابوسی جانفرساست.
-
خطر
مدیرانی که برای درمان خشکسالی چشم به آسمان
دارند؛ بیشتر از خشکسالی است.